کلی خبر

سلام دوباره بعد از کلی مدت<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

من واقعاً نمیدونم چطوری میشه این نبود رو جبران کرد . واقعاً شرمنده بخاطر همه این روزهایی که آپ نکردم

خب عوضش ایندفه یه پست طولانی مینویسم . آخه شاید دیگه تا بعد از عید نتونم آپدیت کنم .

اول از همه اتفاقاتی که افتاده

سال نو مبارک . نه بابا شوخی نمیکنم . سال نو چینی رو میگم . 2 اسفند سالشون جدید شد . ترقه جون عیدت مبارک . به چانگ چونگ چینگ ( من هیچوقت نمیتونم اسمش رو حفظ کنم ) هم تبریک بگو . راستی امسال دیگه باید بچه دار شی ها .

بعد از این خبر خوب به خبر بد بدم حال همتون گرفته شه . ((آرش دی و فری مجتبی)) الان تو زندانن . دو تا از وبلاگ نویسهای ایرانی – آرش سیگارچی و مجتبی ثمین – رو گرفتن انداختن زندان .

آقای کارت رئیس انجمن حفاظت از وبلاگ نویسان به خبرگذاری بی بی سی گفت : امیدوارم روز 22 فوریه وبلاگ نویسان روی این مسئله متمرکز شوند ( که من نتونستم اون روز آپدیت کنم ) بهرحال امیدواریم روزی برسه که همه بتونیم با خیال راحت هرچی دوست داریم بنویسیم .

خب عاشورا تاسوعا هم که تموم شد . خیلی دوست داشتم اون چند روز آهنگ بلاگ رو عوض کنم ولی اصلاً وقت نداشتم .

امسال نمیدونم چرا ولی از هر سال شلوغ تر بود . اکثر خیابونها رو شبا می بستن . ظهر عاشورا هم که کلاً آریاشهر رو از همه طرف بسته بودن . هر طرف یه دونه الگانس گذاشته بودن که هیشکی نره تو میدون . شمال میدون هم مردم عزادار رو زمین دور میدون نشسته بودن و عزاداری میکردن .

راستی برا تبلیغات فعلاً منتظرم تا عده کسایی که میخوان از این امکان استفاده کنن زیاد بشه و بعد شروع میکنم . احتمالاً یه روز قرار میذاریم یه جایی از شهر که هیشکی نفهمه دور هم جمع میشیم و بیشتر راجع به این قضیه صحبت میکنیم .( البته بعد از عید )

راستی بچه ها اِرق یا اِرغ یا عِرق یا شایدم عِرغ به هر حال ergh یعنی چی ؟ روزی که تیم ملی فوتبالمون بازی داشت ( اگه اشتباه نکنم با بحرین ) زنگ زدم به یکی از رفیقهام . بهم گفت که : تو ergh ملی نداری . منظورش رو نفهمیدم . روم هم نشد ازش بپرسم که اگه یه نفر فوتبال نبینه یعنی اِرقِ ملی نداره ؟

من نمیدونم این که 6 ساعت از وقتت رو بشینی پای فوتبال ( 2 ساعت قبل از شروعش و تا 2 ساعت بعد از اینکه تموم شد ) هی دادو بیداد کنی ، همسایه ها از دستت شاکی بشن ، تخمه بخوری اونم با صدای بلند تازه از بس حواست پرته همه پوستاش هم بریزی رو فرش . حالا اون قطره های ماست رو که از چیپست ریخته رو فاکتور میگیریم . کلی فحش و دری وری به فلان بازیکن و فلان داور بدی . چند جای مبل هم از بس بالا پایین پریدی جر بخوره و هزارتا چیز دیگه ... یعنی عِرقِ ملی ؟

حالا آقا همه اینها رو اِرغِ ملی میدونه ولی روز 22 بهمن که مثلاً روز شکست دشمن بود رو تا لنگ ظهر میخوابه . بی خیال . فقط این خوبی رو داشت که معنی عِرغِ ملی رو فهمیدم .

یه چیز دیگه هم هست که میگم ولی باز بهم نگین رضا در به در . خب من چیکار کنم هی سفر جور میشه . ولی ایندفه قراره بریم اونور آب . نه دبی دیگه تعطیله . اونور آب ولی نه دبی . میخوایم بریم قشم . نمیدونم چند تا تون رفتین ولی من بار اولمه . فکر میکنم خوش میگذره . جای همتون رو خالی میکنم . از یکی از بچه ها شنیده بودم که کیش مارمولک آبی داره . حالا میخوام برم ببینم قشم هم داره یا نه . بعداً خبرش ر. براتون مینویسم .

اوه یادم رفت بگم . آقا جون مادرتون این دو ماه رو یخورده آروم تر رانندگی کنین . اگه خدای نکرده تصادف کنین تا آخر عمر پاتون گیره

چند روز دیگه تولد یکی از بچه هاست . قرار بود بیاد تهران تولد بگیره که هنوز نیومده . کلاغ جون تولدت مبارک . ایشاالله 400 سال زندگی کنی و هر سال برا تولدت مارمولک رو دعوت کنی .

کلی حرف برا گفتن دارم ولی هیچکدوم یادم نمیاد . اگه تونستم دوباره آپدیت میکنم ولی اگه نشد از همین الان عید همتون مبارک . 100 سال به این سالها . ایشالله تو سال جدید کلی خبرهای خوب براتون میذارم .

 

/ 0 نظر / 20 بازدید