عشق چشمتون رو کور نکنه

سلام . نميدونين چقدر خستم . باورتون نميشه ولی همين الان از سر کار اومدم ( ۵:۵۹ صبح ) نه نه من شب کار نيستم . امشب طول کشيد . هميشه تا ۶ بعداز ظهر تموم ميشه . ای روزگار . ميگين چی کار کنم . هميشه با خودم میگفتم عاشق کارم هستم . ولی الان نظرم عوض شده . فکر کنم کار عاشق من باشه . 03.gif تقريباٌ ۲۲ ساعت يه بند سر کار بودن خيلی خسته کننده‌س . ولش کن . بی خيال . تازه صبحم بايد برم اصفهان . شايد چند روز وقت آپديت کردن پيدا نکنم . از الان با خبر باشين .

********

آهويی بود که خيلی خوشگل بود....
روزی از روزها...يک پری زيبا نزد وی آمد و گفت : آهو جـــــــــــون! چرا اينجوری شدی عزيزم!....
آهو گفت: اولاْ : من عزيز يکی ديگم ‌!!!....ثانياْ : من ديگه وقته...ام رسيده !!!...
آهو گفت: کاش من يه شوهر خونسرد و خشن و زحمتکش داشتم!!!....
پری که اين حرفها رو شنيد ... قلبش جريحه دار شد !!!... گفت: آهو خوشگل جونی !!!....اشکال نداره من آرزوتو براورده ميکنم...

آهو خيلی خوشحال شد ....
پری اونو زنه يه الاغ مامانی کرد !!!....
بعدش با کلی تبريک و اينا رفتند سر خونه ی بختشون ....

بله .... روزها و شب ها به خوشی می گذشت ....تا اينکه يه روز ....الاغ و آهو اومدند پيش حاکم جنگل برای طلاق !!!.....

حاکم : علت طلاق؟
آهو خانوم: توافق اخلافی نداريم....اين خيلی خره !!!...
حاکم: ديگه چی؟
آهو: شوخی سرش نميشه.....تا براش عشوهميام ....جفتک ميندازه!!!...
حاکم: ديگه چی؟
آهو: مشکل مسکن داريم ..... خونم عين طويله ميمونه !!!...
حاکم: ديگه چی؟
آهو خانومی : اعصابمو خورد کرده .... هرچی ازش میپرسم مثل خربهم نگاه ميکنه !!!....
حاکم: ديگه چی؟
آهو: تا بهش يه چی ميگم .... صداشو بلند ميکنه و عرعر ميکنه....
آهو:در ضمن .... از من خوشش نمياد ...همه اش بهم ميگه لاغر مردنی...تو مثل مانکن ها ميمونی....
حاکم رو به الاغ کرد و گفت :آيا همسر عزيزت راست ميگه؟!...
الاغ با لحن الاغی !!! گفت:آره داداش !!!....<چه بی ادب >
حاکم گفت: چرا اين کارها رو مي کنی؟
الاغ گفت: واسه اينکه من خرم ديگه!!!...
حاکم فکری کرد و گفت :آره ديگه .... خوب خره ديگه......کاريش نمي شه کرد !!!...

نتيجه گيری اخلاقی: درانتخاب همسر دقت کنيد
نتيجه گيری عاشقانه: مراقب باشيد در عشقتون ، عشق چشمتون رو کور نکنه

/ 0 نظر / 9 بازدید