قراره تولدم بشه

نميدونم چرا بعضی وقتها اونجوری که برنامه ريزی کردی نميشه ؟

چرا همه چی يهو عوض ميشه ؟

به قول بعضی ها ورق بر ميگرده

اون برنامه هايی که با بلاگم داشتم هيچ کدوم عملی نميشن . يعنی وقت نمی کنم

قديما حداقل روزی يه بار به کل دوستام سر ميزدم و براشون کامنت ميذاشتم . هيچ وقت ميلم از ۱۰ تا بيشتر نميشد . قرار ميذاشتيم با بلاگرها دور هم جمع ميشديم و خلاصه حسابی هوای مارمولک پير رو داشتم . ولی الان . الان که داره وارد سومين سال زندگيش ميشه ديگه حتی وقت نميکنم گردو خاکشو تميز کنم . ديروز بعد از مدتها يه سر زدم به قالبم . پر از آت آشغال شده بود . حسابی ناراحت شدم . با اون خطهای اصفهان ( چند روزی رفته بودم اصفهان ) هم اصلاْ نميشد گردگيريش کرد . امروز هم که فقط وقت ميکنم چند خط براتون بنويسم . پس که ميخوام قالبم رو درست کنم ؟ خدا ميدونه .....

وقتی شروع کردم و نوشتن برا خودم برنامه ها داشتم . هيچ وقت فکر نميکردم روزی بشه که نتونم هفتگی آپديت کنم . ولی امروز اوضاع طوری شده که ماهانه هم به زور می تونم براش وقت بذارم .

هميشه به همه ميگفتم بلاگ رو ول نکنين . اينطوری دوستاتون رو از دست ميدين ولی الان داره اين اتفاق سر خودم مياُفته 02.gif

يادم نميره با چه کسايی مشورت کردم که فرهنگ وبلاگ نويسی رو رشد بديم . قرار بود يه جور تبليغات کنيم که همه توش بمونن و به قولی مثل بمب صدا کنه ولی چه فايده . تو لحظه آخر آقايون تصميمشون عوض شد که : اين وسط چی گير ما ميآد 28.gif

يادشون به خير کسايی که وبلاگ نوشتن رو از پرشين بلاگ شروع کردن و الان هر کدوتو يه نقطه از دنيا مشغول کار خودشونن 25.gif

خيلی ها رو ميشناسم که از اونها فقط وبلاگشون مونده و يادی که ما از اونها داريم . و الان تو آسمونها دارن ما رو نگاه ميکنن 17.gif

حتی کسايی که قرار بود باهاشون کارهای خطرناک انجام بديم .

کسايی هم بودن که بهم پيشنهاد ميکردن که دست از سر اين پرشين بلاگ بردارم و برم سراغ بلاگهايی که سرور ۱۲۸ بيتی داشته باشن .

و حتی کسايی که پيشنهاد همکاری بهم ميدادن 33.gif

همه جور دوست و رفيق تو پرشين بلاگ داشتم . دوستايی که هر روز با هم صحبت ميکرديم . ولی الان . .....

چند تا از دوستام ميگن قلم خوبی داری . و خصوصاْ بيشترشون ميگن برا نوشتن خداحافظی ميتونی بهترين باشی . در اينکه اين دوستان بهم لطف دارن شکی نيست ولی بعضی وقتها خودم هم تحت تاثير نوشته هام قرار ميگيرم . نميدونم اين پستم چطوری بود و بازم بدون اينکه بخوام ناراحتتون کردم يا نه ولی آخرش رو ميخوام يه جور جديد تموم کنم . تا حالا اينطوری تو وبلاگم ننوشته بودم .پس بهم نخندين اگه بد شد 15.gif

 اول خوب خنده هاتون رو بکنين تا قيافتون عوض بشه بعد شروع کنين به خوندن

18.gif18.gif18.gif18.gif18.gif18.gif18.gif18.gif18.gif18.gif18.gif18.gif18.gif18.gif18.gif18.gif18.gif18.gif18.gif18.gif18.gif18.gif18.gif18.gif18.gif18.gif18.gif18.gif18.gif

همونطور که ميدونين قرار مارمولک پير ۲ سالش تموم بشه و بره تو ۳ سالگی ( ۲۳ ارديبهشت )

از طرفی خودمم يه هفته بعد از اون بدنيا ميآم ( ۳۱ ارديبشت)

برا همين ايندفه ديگه ميخوام برا اولين بار از تو وبلاگ دوستام رو دعوت کنم و ديگه مثل دفعه های قبل مخفی کاری نباشه که فقط برا يه سری ميل بزنم و دعوتشون کنم .

آقاجون همتون دعوتين

روز ۳۰ ارديبهشت که جمعه هم باشه و ديگه هيشکی نتونه بهانه بياره . ببينين تقريباْ يک ماه زودتر دارم بهتون ميگم که بعداْ نگين ما برنامه داشتيم . مطمئنم هيشکی ديگه يک ماه زودتر برنامه ريزی نميکنه .

مکانش رو به دليل موارد امنيتی باز هم مث دفه های قبل براتون ميل ميکنم .

راستی يه چيز ديگه . از اونجايی که من هيچوقت تو زندگيم دفتر تلفن نداشتم و هميشه تموم زندگيم رو گوشيم بود و هفته پيش هم گوشيم مرد , من شماره همتون رو از دست دادم . و اگه چند روزی هم ميشه که براتون SMS نميدم دليلش همينه . پس خواهشاْ يا بام تماس بگيرين يا يه SMS بدين و اسمتون رو با ID تون برام بنويسين . دستتون درد نکنه.

پس يادتون نره . ۳۰ ارديبهشت  . منتظرتونم

برا هرکی يادم رفت ميل بزنم حتماْ تا قبل از ۳۰ ام خبرم کنه بهش آدرس رو بدم .

اينم بگم که يه تولد کاملاْ معموليه09.gif و هيچ خبری نيست 03.gif

/ 0 نظر / 21 بازدید