بهانه

يک روز ؛
يک نگـــــــاه
تنهــــــا بهانهء زندگي ام شد !
...
تو رفتي و
ديگـــــــــــــــر ،
بهانه اي براي زيستن ندارم .

سلام

دیروزتنها نشسته بودم . یه استکان چایی هم برا خودم ریخته بودم و به اتفاقات چند ماه اخیر زندگیم فکر میکردم . به این اینترنت که بعضی وقتها چه دوستیهای عجیبی رو بوجود میآره و به ما آدمها که چه زود رو هم دیگه اثر میذاریم.

اگه یادتون بیاد چند وقت پیش یه شعر از کلاغ براتون گذاشته بودم . چای عاشقانه . با خودم فکر کردم که شاید اونقدرها هم که قبلاً خیال میکردم بهانه خوبی نباشه 31.gif یه دفه حس شاعریم گل کرد و شروع کردم :

ببین که چای عجب بهانه شومیست

تا رسیدم اینجا موبایلم زند خورد . باورتون نمیشه اگه بگم کی بود . آره کلاغ بود . البته اون موقع فقط بهش گفتم دارم چای میخورم و از شعر چیزی نگفتم . نمی دونین چه آدم باهالیه . کلی موج مثبت میده به آدم . خلاصه با حرفاش حسابی حالمو جا آورد و باز به این نتیجه رسیدم که چای دغدغه عاشقانه خوبیست .

راجع به بشاگرد هم پنج نفر بهم ok دادن . اگه تعداد زیاد بشه حتماً یه اردو میذارم بریم ببینیم اون وادی غربت رو .

یه چیز دیگه هم که قبلاً قولش رو داده بودم برگردوندن رایت کلیک بود که به قولم عمل کردم . حالا دیگه هرچی مطلب و لینک دوست دارین وردارین ( قابل توجه وب دزدها ) هیشکی هم هیچی نمی فهمه .

در ضمن هنوز هم به فکر راه اندازی آموزش اسکریپتهای بدرد بخور هستم . شما هم اگه چیز خاصی مد نظرتونه بهم کمک کنین که بذارم .

کار لوگو سازی هم یخورده سرم رو شلوغ کرده . یه نفر یه لوگو ازم خواسته که حسابی وقتگیره و شاید نتونم انجامش بدم ولی سعیمو میکنم .

بچه ها ترو خدا لوگوهای سخت سخت نخواین 17.gif از این آسونها هر چند تا بخواین می سازم ولی . . . 34.gif

راستی کسایی که قول لینک کردنشون رو دادم . تا اونجایی که یادم بود لینک کردم بقیه هم لطفاً یادآوری کنن .

آها تا یادم نرفته اینم بگم که sza اگه اونی که فکر میکنم نیستی و من اشتباه میکنم و منو نمیشناسی پس لطفاً خودتو معرفی کن . آخه خیلی کنجکاو شدم . میتونی برام میل بزنی . بهر حال یه جور خبرم کن .

/ 0 نظر / 8 بازدید