مبارک

 

سلام دوست جونام

بچه ها جاتون خالی . بعد از ظهر حدود ساعت ۷:۳۰ رفته بودم ميدون انقلاب . تو خيابون کارگر پياده شدم تا برا فرار از دست ترافيک پياده برم . به هرکی ميرسيدم ميگفت : آقا مبارک باشه . منم متقابل جواب ميدادم . قربان شما . سلامت باشن . صد سال به اين سالها . به پای هم پير شن . از شما هم مبارک باشه . . . وای ی ی ی/ خسته شدم . هر کی ميرسيد ميگفت مبارک باشه . مبارک باشه . آخرش ديگه خسته شدم از يه زنه که اونم بهم گفت مبارک باشه پرسيدم  چی مبارک باشه . اومد جلو . يه دونه شلات بهم داد و خيلی قاطع گفت :  اتحاد

خلاصه دردسرتون ندم . ۳ تا شکلات گيرم اومد ( دلتون بسوزه ) جايی که کار داشتم طبقه دوم بود . وقتی رفتم بالا از بچه ها پرسيدم : آقا جريان چيه ؟ ولی مث اينکه اونها هم مث من بی خبر بودن . داشتيم صحبت ميکرديم که يه دفه ديديم صدای ملت بلند شد .

اتحاد . . اتحاد . . نيروی انتظامی

واه . مردم هم يه چی ميگن ها ...... اومديم دم پنجره و ديديم بــــــــــــــــــــــــــــــله ملت ريختن تو خيابون و شعار ميدن . من هم که هميشه دوربينم دم دستمه چند تا عکس براتون گرفتم.

 

 

 

تازه يه تيکه فيلم هم گرفتم که اگه خواستين برام ميل بزنين براتون بفرستم .

حالا فکرش رو بکن آژانس منتظرم بود . منم وايساده بودم دم پنجره ملت رو تماشا ميکردم . خلاصه ديدم اينجوری خرجم خيلی ميره بالا . از بچه ها خدافظی کردم و اومدم پايين . چشمتون روز بد نبينه . همين که پامو از در گذاشتم بيرون يه مامور جلوم سبز شد و گفت کجا ميری . منم فوری گفتم ميرم پيراشکی بگيرم . ( بغل دستم يه مغازه بود که پيراشکی ميفروخت )

حالا که از شر اين خرمگس خلاص شدم انقدر شلوغ بود نميتونستم راه برم . بلاخره به هم زحمتی بود خودم رو رسوندم به ماشين . بعدشم که يه ساعت تو ترافيک بوديم ( يکی نيست بگه حالا برا چی اينها رو مينويسی )

بشنويم از امروز صبح دور و اطراف مجلس :

امروز صبح معلمها ريخته بودن تو خيابون جلوی مجلس و به قولی تحصن کرده بودن. ميگفتن تو نتايج آزمون استخدام ادواری تلقب شده ( حالا انگار هيچ جا تقلب نميشه ) ما نفهميديم معلمها چه ربطی به آزمون ادواری دارن ؟

تازه بيشترشون هم مردم عادی بودن و فقط به اسم معلمها تموم شد . يه سری شعار هم ميدادن که يادم نيست ولی مضمونش اين بود که تو نتيجه آزمون بايد تجديد نظر بشه ( آخه تو مدرسه که ۲۰ نفر تو امتحان شرکت ميکردن کی به اعتراضها جواب ميدادن که اينجا جواب بدن )

آره . اينم امروز ما . کلی زور زدم تا اين عکسها رو برا امشب آماده کردم . مواظب باشين کسی به اسم خودش ازشون استفاده نکنه .

  
نویسنده : رضا ; ساعت ۱:٠٠ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٦ مهر ،۱۳۸۳